LOGIN
در محضر مرجعیت
alshirazi.org

تقريرات بحث خارج خمس آيت الله العظمى شيرازى ـ بخش دوم

تاریخ درس خارج 08 ربيع الثاني 1445

«العلماء امناء الرسل...؛ عالمان امين پيامبرانند».
از اين پس به ياری خدا در اين بخش تقريرات آیت الله شيخ حسين فدايی را از مباحث درس خارجِ مرجع عالی قدر حضرت آية الله العظمی سيد صادق حسينی شيرازی ـ که به موضوع خمس ارتباط دارد ـ مشاهده خواهيم کرد. از خدای متعال مسئلت داريم که توفيق را رفيق راهمان سازد، ان شاء الله.

خمس در اسلام يک منبع درآمد مالی واز جمله ماليت های رسمی است که به منزله ستون فقرات اقتصاد اسلامی به شمار می رود. گفتنی است که نظام اقتصادی اسلام بهترين نظام اقتصادی است که تاکنون جهان به خود ديده وشناخته است. اين نظام های اقتصادی نه مانند نظام اقتصادی سرمايه داری است ونه با سيستم اقتصادی نظام های کمونيست همانندی دارد؛ بلکه نظام مستقلی است که مزايای کليه نظام های شناخته شده وناشناخته اقتصادی را به همراه دارد واز کليه کاستی ها ونقاط ضعف نظام های گوناگون اقتصادی عاری است.

باری، نظام اقتصادی اسلام نظامی مستقل، هماهنگ با فطرت انسانی، وهمپای تحولات جهانی ومقتضيات زمانه است وفقرزدايی وبرآوردن نيازهای بشری نظير غذا وديگر مسائل رفاهی را تضمين نموده است.
يکی از نشانه های نظام اقتصادی اسلام توزيع عادلانه ثروت در ميان مردم وتلاش برای تأمين نيازهای اوليه همگان است. از همين روست که اسلام کليه انواع ربا را به شدت تحريم نموده وبه هيچ کس اجازه نداده است که در ازای وام دادن به کسی از او سود وبهره ای بستاند. همچنين اجازه نداده است غير از ماليت های چهارگانه اسلام ـ که در نهايت دقت وروشنی تعريف شده اند ـ به هيچ عنوان مالياتی از مردم ستانده شود. اين چهار ماليات عبارتند از: خمس، زکات، جزيه وخراج.
اين ماليات های چهارگانه از نظر دريافت وهمچنين شيوه مصرف به گونه ای تنظيم شده اند که اجرای درست آنها روابط اقتصادی را در جامعه نظام مند می کند.
اين مطلب به ويژه در خصوص خمس صدق وبروز بيشتری دارد. منبع خمس عبارت است از کليه اموالی که شخص به دست می آورد واز مخارج سالانه او اعم از خوراک، پوشاک، مسکن، ازدواج، حج، عمره، زيارت، سفر ومانند آن اضافه می آيد. موارد مصرف خمس نيز عبارت است از کليه مواردی که نيازهای خرد وکلان فرد يا جامعه نظير مددکاری، تأمين اجتماعی، مسائل درمانی، مسائل مربوط به دانش وفرهنگ، وپيشرفت وترقی را برآورده می سازد. همچنان که خدای متعال می فرمايد: «وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَىْ ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِى الْقُرْبَى وَالْيَتَامىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن كُنتُمْ ءَامَنتُم بِاللَّهِ؛(2) وبدانيد که هر گونه غنيمت وفايده اى را كه به دست آويد، خمس ويک پنجم آن برای خدا وبرای پيامبر وخويشاوندان [او: ائمه اطهار] ويتيمان وبينوايان ودر راه ماندگان [از سادات] است، اگر به خدا ايمان داريد».
همچنين می فرمايد: «مَّآ أَفَآءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِى الْقُرْبَى وَالْيَتَامىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةًَ بَيْنَ الْأَغْنِيَآءِ مِنكُمْ وَمَآ آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ؛(3) آنچه را خدا از [دارايی واموال عظيم] ساکنان آن قريه ها وآبادى ها [فدك وغيره] عايد پيامبرش گردانيد، از آنِ خدا واز آنِ پيامبر وخويشاوندان [او: ائمه اطهار] ويتيمان وبينوايان ودر راه ماندگان است، تا [اين دارايى واموال عظيم] ميان توانگران شما دست به دست نگردد. وآنچه را پيامبر براى شما آورده بگيريد وآيين زندگى خود قرار دهيد. واز آنچه شما را نهى كرده وباز داشت، باز ايستيد وخوددارى كنيد. واز خدا پروا بداريد که خدا سخت کيفر است».
به دليل اهميت خمس واهميت نقش آن در اقتصاد اسلامی وتأثير شگرف وانکارناپذير آن بر پيشرفت جامعه ورشد وشکوفايی آن، مرجع عالی قدر دام ظله مبحث خمس را بر ديگر کتب وابواب فقهی مقدم داشته ومبنای درس خارج خود را مبحث خمس از کتاب شريف عروة الوثقی نهاده اند.
ايشان در ابتدای سال تحصيلی حوزه وشروع بحث خارج خمس چند مطلب مقدماتی را پيش درآمدِ مباحث خود قرار دادند:
مقدمه نخست: «خُمْس» به سکون ميم و«خُمُس» به ضم آن هر دو در لغت عرب آمده است، اما قرآن کريم لفظ دوم (يعنی خُمُس) را اختيار، وبا ضم از آن تعبير فرموده است. گفتنی است که قرآن کريم در ثُلُث ورُبُع وسُدُس وثُمُن نيز به همين سان رفتار کرده وصورت مضموم کلمه را برگزيده است واين نحوه تعبير البته به بلاغت نزديک تر می باشد.
سپس ايشان گفتار شيخ انصاری در ابتدای کتاب الخمس خود را يادآور شدند که می فرمايند: «إن الخمس لغة: رابع الکسور، وشرعاً: اسم لحق في المال بجب للحجة عليه السلام وقبيله؛ خمس در لغت عبارت است از چهارمين کسر، ودر اصطلاح شرعی نام حقی در مال است که به حضرت حجت عليه السلام وديگر شركاى ايشان تعلق دارد». ايشان در نقد اين تعريف فرمودند: اين تفسير از خمس وجدا کردن معنای شرعی ولغوی آن همانند تعريف صاحب شرايع از زکات می باشد که ميان معنای لغوی وشرعی آن تمايز قائل شده است. اما تمايز صاحب شرايع کاری به جاست؛ زيرا معنای لغوی لفظ «زکات» با معنای شرعی آن تفاوت دارد. زکات در لغت به معنای «رشد وزياد شدن» است در حالی که در اصطلاح شرعی به دادن مقداری از مال و«کم شدن» از آن اطلاق می گردد. اما معنای شرعی ولغوی خمس يکی است ووقتی به عنوان مثال قرآن کريم می فرمايد: «فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ» بدين معناست که يک بخش از پنج بخش مال از آنِ خداست وهرگز خمس در اين آيه به حق واجبی در مال اطلاق نمی شود. از اين رو بهتر آن است که بگوييم: خمس از نظر لغوی وشرعی وعرفی عبارت است از چهارمين کسر، که خدای متعال آن را به منزله حق وحکمی در مال مقرر فرموده که تحت شروط معينی به گروه های ششگانه يادشده در اين آيه تعلق می گيرد: «وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْ ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِى الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ؛(4) وبدانيد هر گونه غنيمت وفايده اى را كه به دست آوريد، خمس ويک پنجم آن برای خدا وبرای پيامبر وخويشاوندان [او: ائمه اطهار] ويتيمان وبينوايان ودر راه ماندگان [از سادات] است».
مقدمه دوم: سپس ايشان در خصوص تقيّد شيخ انصاری خمس را به حق بودن طبق آنچه فرموده اند: «انه حق في المال» اظهار داشتند: اين گفته ايشان همانند تعبير محقق در خصوص زکات است. سخن در اين جاست که آيا خمس همان طور که ايشان فرموده اند صرفاً حق است، يا علاوه بر آن، حکم نيز هست؟ سپس افزودند: ظاهر آن است که خمس حکم نيز می باشد؛ يعنی در آنِ واحد هم حق است وهم حکم؛ بدين معنا که حقی است متعلق به صاحبان خمس (يعنی همان گروه های ششگانه)، واز سوی ديگر حکم واجب يا مستحبی از سوی خدای متعال است.
مقدمه سوم: ايشان ذيل گفته شيخ انصاری: يجب که در تعريف خمس اظهار داشته بود: «انه اسم لحق في المال يجب...» فرمودند: «مراد شيخ قدس سره از تعبير وجوب در اين جا غلبه است (يعنی غالباً خمس واجب است) زيرا موارد استحبابی در خمس نيز وجود دارد.
مقدمه چهارم: سپس به بررسی گفتار صاحب عروة پرداختند که می فرمايد: «وهو من الفرائض؛ خمس از جمله فرايض است». ايشان در اين باره فرمودند: لفظ فريضه بنابر آنچه در فرهنگ هايی چون مجمع البحرين آمده، به دو معناست:
1. تعيين ومشخص نمودن يک مقدار؛ 2. دو سوی کمان که زه بدان بسته می شود».
ايشان افزودند: ظاهراً معنای دوم معنای مستقلی نيست، بلکه آن نيز به نوعی مصداق مقدار است وکمان ابزاری است که طول آن مقداری مشخص ومحدود به دو سر آن است ولذا نوعی مقدار می باشد. همچنين معنای شرعی فريضه نيز مصداق مقدار است؛ زيرا فرض در اصطلاح شرعی يا به معنای واجب در مقابل مستحب است، يا منظور از آن فرض خدا (مانند رکعت های اول ودوم نمازهای يوميه) در برابر فرض پيامبر (مانند رکعات سوم وچهارم نمازهای يوميه) می باشد. روشن است که هر دو مفهوم پيش گفته نيز نوعی مقدار می باشند.
ايشان در ادامه پس از بررسی مفهوم فريضه امور چندی را يادآور شدند:
يک. تشريع خمس واختصاص دادن آن به پيامبر صلّی الله عليه وآله وذريه ايشان با اين آيه قرآن منافاتی ندارد که خدا در آن می فرمايد: «قُل لَّآ أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا؛(5) بگو يا رسول الله به امت خود: من به ازای رسالت پاداشی از شما خواستار نيستم».
به تحقيق كه خدای متعال برای پيامبر صلّی الله عليه وآله اجر مادی مقرر نداشته، بلکه اجری معنوی برای ايشان قرار داده است: «إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى؛(6) جز دوستی خويشاوندان [واهل بيتم]». بنابراين خمس پاداش رسالت نيست، بلکه به منظور مصالح اسلام وامت اسلامی تشريع شده است. در حديث شريف آمده است: «إنّ الخمس عوننا علیٰ ديننا؛(7) خمس پشتوانه وپشتيبانی برای دين ماست». بنابراين از آنچه گذشت روشن می شود که خمس پاداش نيست؛ بلکه پشتوانه ای برای دين است وبرای رفع نيازهای سادات فقير ويتيمان ومساکين وابنای سبيل مصرف می شود.
دو. صاحب عروة می فرمايد: «وقد جعلهاالله تعالیٰ لـمحمد صلّی الله عليه وآله وذريّته عوضا عن الزکاة؛ خدای متعال خمس را برای محمد صلّی الله عليه وآله وخاندانش تشريع فرمود وآن را عوض زکات قرار داد». اين مطلب بدين نکته اشاره دارد که اصل تشريع در صدقات زکات است. ولی در عين حال دلالت نمی کند که زکات از اهميت بيشتری نسبت به خمس برخوردار است؛ زيرا خمس وزکات دو جعل مستقل می باشند. از اين رو خمس هم دارای تشريع مستقل است، وهم به خودی خود وبه دليل آثار بسياری که بر آن مترتب می باشد از اهميت بيشتری برخوردار می باشد.
سه. سپس در خصوص گفتار صاحب عروة که فرموده است: «اکراماً لهم» اظهار داشتند: خدای متعال خمس را برای تکريم وگراميداشت رسول خدا صلّی الله عليه وآله وذريه گرامی ايشان جعل فرمود. اختصاص تشريع ويژه به خودی خود نوعی اکرام است، حتی اگر مورد ومتعلق حکم تشريع شده متفاوت نباشد؛ چه رسد به اين جا که هم مورد خمس وهم متعلق آن با زکات متفاوت است.
چهار. اين که خدای متعال در عوض زکات، خمس را برای پيامبر صلّی الله عليه وآله وذريه اش جعل کرده بنابر اصل اولی وبه نحو في الجمله است؛ وگرنه بنابر نظريه مشهور، سيد می تواند صدقات واجب مانند زکات مال وزکات فطريه خود را به سيد بدهد. همچنين صدقات مستحبه را مى شود به سيد داد. ونيز بنابر نظر غير مشهور شخصی که سيد نيست می تواند حتی صدقات واجب خود را به سيد بدهد.
پنج. درست است که در روايات صحيح السند از زکات به عنوان اوساخ الناس (چرک دست مردم) تعبير شده، اما اين تعبير همانند فرمايش خدای متعال درباره کسانی است که بدون اذن شرعی در خمس تصرف می کنند: خدای متعال درباره آنها می فرمايد: «إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَىٰ ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا؛(8) در حقيقت کسانی که اموال يتيمان را به ستم می خورند جز اين نيست که آتشی در شکم خود فرو می برند».
مطابق تفسير وتأويلی که اهل بيت عليهم السلام از اين آيه به دست داده اند اين آيه درباره کسانی است که بدون اذن شرعی در خمس وسهم امام تصرف می کنند. همان طور که سرنوشت چنين کسانی آتش است، مانعان زکات وکسانی که از پرداخت آن خودداری می کنند، نگاه دارندگان چرک وناپاكى می باشند. اين تعبير در روايت پيش گفته وهمچنين تعبيری که در آيه يادشده آمده، از مصاديق بلاغت واز سخنان كنايه ومجاز است.
ايشان در پايان سؤالات چندی را مطرح کردند وپاسخگويی به آنها را به درس جديد وجلسه بعدی وانهادند.

[1] . کافی، ج1، ص46.
[2] . انفال(8)، آيه41.
[3] . حشر(59)، آيه7.
[4] . انفال(8)، آيه41.
[5] . شوری(42)، آيه23.
[6] . همان.
[7] . کافی، ج1، ص547.
[8] . نساء(4)، آيه10.

ادامه درس خارج
alshirazi.org

سکوت راه ترقی و تأمل راه صواب

تاریخ مقالات 03 ذوالقعدة الحرام 1439
«آیینه ی افکار»
(مجموعه مقالات برگرفته از دیدگاه ها و افکار مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی مدظله العالی)
 
باب اول: خودسازی، روش ها و راهکارها
 
بخش سوم: خودسازی با سکوت و تفکر 

فصل بیست و هشتم: سکوت راه ترقی و تأمل راه صواب
 
مرجع عالیقدر، آیت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی دام ظله در خلال یکی از سخنرانی های ارزشمند خود درباره تأثیر سکوت بر زندگی انسان فرمود: «عاقل ابتدا می اندیشد، سپس سخن می گوید».

بلاغت این سخن و ژرفای معنای آن بر همگان پیداست. افزون بر تأثیر ظاهری این جمله، کاربرد آن در زندگی تأثیرات عمیقی به جای خواهد گذاشت. بیهوده نیست که آن مرجع بزرگوار تا این حد به ارزش سکوت در زندگی انسان تأکید می کند. زیرا سکوت افق های گسترده تأمل و اندیشه کردن را در برابر انسان می گشاید و او را از عجله کردن و دستپاچگی ـ که غالباً عامل بسیاری از لغزش های انسان است ـ به تفکر راهگشا می برد، که بی گمان مورد نیاز همه مردم است.

ارزش زمان در حالات سکوت و تکلم

از این رو آیت الله العظمی شیرازی دام ظله می فرماید: «سکوت راه بهتر و سریع تر برای ترقی و تکامل انسان است. انسان به طور طبیعی مایل است که هرچه را احساس می کند یا می داند و می شناسد به زبان آورد، هرچند که بسیاری از حرف های او ارزش خاصی ندارد، جدای از وقتی که بیهوده برای ایراد این حرف ها هدر خواهد رفت. اگر به جای این کار تأمل و تفکر می کرد نتایج بهتری به دست می آورد. اگر مردم دانشمندان و مخترعان و صاحبان ایده های نو را گرامی می دارند، همه به علت نوآوری های حاصل از تفکر و تأمل است نه سخن گفتن».

به هر حال شرایط زندگی بشر تعیین می کند که سکوت بهتر است یا سخن گفتن. به سخن دیگر، موقعیت هایی برای انسان مؤمن پیش می آید که در آنها نباید سکوت کند و در برخی مواقع نیز مستلزم آرامش و سکوت است تا بتواند به موقعیت بهتر برای بیان دست یافت. از این رو مرجع عالیقدر آیت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی دام ظله در این خصوص می فرماید: «گاهی سخن گفتن واجب است و بی شک سکوت در این مواقع هیچ فضیلتی دربر نخواهد داشت. مثال آن، امر به معروفِ واجب و نهی از منکر حرام است. گاهی نیز سکوت واجب است و انسان اگر در آن حال سخن بگوید گناهکار خواهد بود مانندِ سخنی که به کشته شدن نفس محترمه منجر بشود که در این گونه موارد سکوت کردن ضروری است. روشن است که حدیث شریف پیامبر ـ درباره فضیلت سکوت که در ادامه ذکر خواهد شد ـ ناظر به این گونه موارد نیست. بلکه یک حقیقت اخلاقی به نام سکوت و فوایدی را که بر آن مترتب است بیان می کند ـ البته در صورتی که سخن گفتن ارجحیت نداشته باشد».

مرجع والامقام درباره مواضعی که سخن گفتن بهتر از سکوت است و یا لازم است می فرماید: «به طور کلی، سکوت مفید بهتر از کلام مفید است، البته در مواردی که یکی بر دیگری ارجحیتی نداشته باشد».

معظم له آرای خود را بر پایه حدیث شریف پیامبر صلی الله علیه وآله نقل می کند که آن حضرت فرمودند: «من حسن اسلام المرء ترکه الکلام فیما لا یعنیه؛(1)  از مواردی که اسلام شخص را نیکو می کند، ترک سخنی است که به او مربوط نیست».

شایسته است که گوینده پیش از ایراد سخنانش قدری تأمل کند و خوب حرف هایش را بسنجد. آیا این سخنان به سود اوست یا به ضررش؟ پس اگر سخن گفتن سودی برای او ندارد آنچه را می خواهد بگوید اگر ترک کند برای او بهتر است.

در فواید سکوت و تأمل

تأمل و سکوت غالباً همراه و مکمل یکدیگرند. سکوت برای شخص این امکان را فراهم می سازد که رشته کلام را به بند کشد و تأمل زمینه ساز استنتاج برتر است. این دو در دو بعد مادی و فکری یا نظری مطرح می گردد. مرجع عالیقدر آیت الله العظمی شیرازی دام ظله در این باره می فرماید: «اگر شخصی قصد داشته باشد چیزی بخرد و قبل از خرید اندکی تأمل کند، چه بسا این چیز را از جاهای مختلف بتواند تهیه کند، که ممکن است قیمت آنها در جاهای مختلف با همان کیفیت و مشخصات یکسان نباشد. شاید هم اجناسی با کیفیت های بهتر بیابد که نظرش تغییر کند و بخواهد جنسی با کیفیت و یا ویژگی های بهتر تهیه کند که شاید قیمت آن نیز مناسب تر باشد. اگر این شخص بدون تفکر و تأمل دست به خرید آن جنس بزند، احتمال زیادی هست که جنس مورد علاقه اش را تهیه نکند و بعداً از خرید خود به دلیل از دست دادن جنس بهتر یا ارزان تر پشیمان گردد».

آن بزرگوار بدین مناسبت نیز می فرماید: «همین موضوع درباره امور معنوی نیز صادق است. برای مثال یک طالب علم در نحوه انتخاب درس های خود و یا راهی که او را زودتر به مطلوب خود برساند تأمل و تفکر می کند، و یک خطیب برای تهیه مطالبی که برای مخاطبانش سودمندتر است فکر می کند، و برای جوانان برنامه های هدایت بخش می چیند. همه اینها برای سریع تر و راحت تر رسیدن به هدف خود تأمل و تدبر را به کار می گیرند. خوب، اینها همه به دست نمی آید مگر در حالت سکوت و تأمل».

تفاوت انسان خردمند و کم خرد

میان عاقل و کم عقل تفاوت های بسیاری وجود دارد. این تفاوت ها در روبرو شدن با مشکلات و کارها و نحوه تعامل با آنها به خوبی آشکار می شود. روشن است که عجله کردن از ویژگی های اخلاقی و رفتاری انسان های کم عقل است. در مقابل، انسان عاقل با تأمل و آگاهی کاری را انجام می دهد یا سخنی را بیان می کند. اگر سخن یا کار در خور آن موقعیت باشد آن را انجام می دهد و در غیر این صورت، انجام نمی دهد.

در تأیید این گونه رفتار مرجع معظم در یکی از سخنرانی های خود می فرماید: «از امیرمؤمنان امام علی علیه السلام روایت شده است که «لسان العاقل وراء قلبه وقلب الأحمق وراء لسانه؛(2)  زبان عاقل در پس قلب اوست و قلب نادان در پشت زبان او نهفته است». یعنی انسان کم عقل زود سخن می گوید و پیش از آنکه درباره سخنانش فکر کند آنها را بیان می کند، بر خلاف عاقلی که ابتدا درباره سخنش فکر می کند سپس آن را می گوید».

روی هم رفته به این نتیجه می رسیم که سکوت کردن در جایی که مناسب سخن گفتن نیست بر ارزش سخن می افزاید، البته این کار ذکاوت و چیره دستی خاصی می طلبد و هر کسی به سادگی توانِ انجام دادن آن را ندارد. چه بسا این ویژگی در وجود آدمی تبدیل به ملکه شود، اگر انسان بتواند همواره محافظ آن باشد. برای این منظور همواره باید خود را میان وجوب سکوت کردن و تأمل ورزیدن و ضرورت سخن گفتن بیابد. پس باید این ضرورت را به خوبی بسنجد، آن گاه دم به سخن بگشاید.

فقیه عالیقدر از باب نصیحت چنین می فرماید: «شایسته است که از اکنون با خود قرار بگذاریم که خود را به سکوت و استفاده از وقت عادت دهیم، که البته این کار یکباره تحقق نمی یابد و با تمرین و پرورش نفس و کم کم، از اندک به زیاد حاصل می آید. برای این کار انسان باید تصمیم بگیرد که هر روز و در ساعتی معین هرگز سخن نگوید، مگر آنکه پیش از آن خوب درباره آن سخن فکر کند، پس اگر نفعی در آن بیابد آن حرف را بزند. و برای مثال به مدت یک هفته این تمرین را ادامه دهد. پس از آن، زمان این کار را تا دو ساعت افزایش دهد و به مدت دو هفته یا یک ماه نیز بر آن استمرار ورزد. به این ترتیب با گذشت زمان، تعداد ساعت هایی را که مراقب سخنان خودش است افزایش دهد تا زمانی که این کار تبدیل به ملکه ای در وجود او گردد».
 
مؤسسه فرهنگی ـ تبلیغی النبأ
2 ربیع الأولی 1433
 
ـــــــــــــــــــــــــــ
1. مستدرک الوسائل، ج9، ص34.
2. نهج البلاغه، کلمات قصار، 40.
 
ادامه مقالات
alshirazi.org

ناب واژه ها

تاریخ گلواژه ها 19 ربيع الثاني 1443

1- بهترین انسان اعم از مسلمان مرد و زن کسی است که اعمال خوب داشته باشد، و دیگران را نیز به آن دعوت کند، و هرچه بیشتر علوم اهل بیت علیهم السلام را بداند، بهتر و فراگیرتر می تواند پیشرفت کند و وسیله هدایت دیگران باشد.

2- حلم که در منظومه اخلاقی اسلام ارزش والایی دارد، بدین معناست که انسان جواب زور و آزار جاهلان را ندهد و از کنار رفتار ناپسندشان کریمانه بگذرد. در حقیقت انسان حلیم از رفتار خیره سرانه جاهلان آزرده خاطر و ناراحت نمی شود و با خرسندی و لذت تمام حلم می ورزد؛ زیرا خداباوری او به حدی است که می داند با چنین کاری مقام او نزد پروردگار بالاتر می رود.

3- همه ما مسئولیت داریم که به نشر احکام و اخلاق اسلامی بپردازیم و معادباوری و خداباوری را در جامعه نهادینه سازیم.

4-عقل موهبت عظیمی است که به یاری آن آدمی، نیک و بد را می شناسد و با اندک تأملی در می یابد چه کاری پسندیده و چه کاری ناپسند است. لازم نیست که همیشه استاد اخلاق، خوب و بد را نشانمان دهد، بلکه همین نور عقل در وجود همگان کارهای پسندیده و ناپسند را تشخیص می دهد و هرکس خود می داند چه کارهایی خوب و چه کارهایی ناشایست است.

5- قرآن یکی از صفات مؤمنان را حلم و چشم پوشی از رفتارهای جاهلانه افراد نادان توصیف کرده است.

6- کارهای خوب و کارهای بد مثل حلقه های به هم متصل هستند. کار نیک باعث می شود انسان نسبت به کارهای نیکِ دیگر توفیق یابد، کارهای بد نیز از انسان سلب توفیق می کند و موجب درافتادن به گناهان دیگر می شود. همچنان که طاعت، طاعت می آورد، گناه نیز موجب سلب توفیق می شود.

7- هر کار خیری که از انسان سر بزند، در همین دنیا نتیجه اش به خود او باز می گردد، اگرچه روزگاری از آن سپری شده باشد و البته پاداش آخرت نیز به جای خود محفوظ است.

8- کسی که کار خوبی انجام می دهد، برای خود می کند و کسی هم که کار بَد می کند، برای خود کرده است.

9 گرچه خوبی و بدی هرکسی به دیگری هم می رسد، اما بیشترین بهره و ضرر خوبی و بدی را خود شخص می برد.

10- انسان های خوب هم دنیای خوبی دارند و هم آخرت خوبی، و برعکس آن انسان های بَد در دنیا و آخرت گرفتار هستند.

11- دو عمل است که اگر انسان به این دو بپردازد، بسیاری از مشکلات آینده او را کاسته و گرفتاری هایش را از بین می برد که این دو عمل یکی داشتن حسن خلق است و دیگری خدمت رساندن به بندگان خدا.

12- هریک از ما هرقدر که خوب باشیم، این قابلیت و توانایی را داریم که در این زمینه ترقی کنیم.

13- انسان به پند دهنده ای نیاز دارد تا او را از پیمودن بیراهه و افتادن به پرتگاه گناه بازدارد؛ لذا چنین چیزی مستلزم آن است که انسان خوش اخلاق، انعطاف پذیر و نرمخو باشد تا بتواند نصیحت دیگران را بپذیرد.

14- هر انسانی باید در مقدار فهم، ادراک و نیروی خدادادی اش بنگرد و ببیند که چه مقداری از آن را در راه خدای منّان می تواند هزینه کند و سپس دریغ نکند تا اجر و پاداش و سعادت و خوشبختی بیشتری نصیب او گردد.

15- هریک از شما موظفید در امور خیر، در مساجد، حسینیه ها، زندگی و غیره بر یکدیگر پیشی بگیرید.

16- هریک از شما باید بکوشد تا در کسب فضائل انسانی، اخلاق حسنه، تحصیل علم و انجام عمل صالح پیشگام، پیشتاز و برای افرادی که با وی زندگی می کنند فردی نمونه و الگو باشد.

17- کسانی که نسبت به مردم و حتی جانداران رفتاری توأم با مهربانی دارند، محبوب خدایند و هرکس نسبت به دیگری شفقت و مهربانی ورزد، به یقین خود را از رحمت الهی برخوردار خواهد نمود.

18- بهتر است کسی که پولی را از دیگری قرض می گیرد، هنگام بازپرداخت ـ البته بدون شرط اولیه ـ چیزی بیش از مبلغ اولیه را پس دهد. این کار مستحب است و باعث تشویق دیگران به دادن وام غیر ربوی به مردم می شود، در حالی که امروزه با کمال تأسف معاملات ربوی در بیشتر کشورهای اسلامی گسترش یافته است.

19- کار خیر فقط در صدقه خلاصه نمی شود، بلکه نیکی به پدر و مادر، پیوند با خویشاوندان، سیر کردن گرسنگان، تهیه لباس برای نیازمندان، فراهم کردن مقدمات ازدواج جوانان بی همسر و جز آن، همه و همه از مصادیق کار خیر است.

20- مؤمن نباید به چیزی که در راه خدای متعال خرج می کند، هرچند کوچک باشد به چشم خواری بنگرد.

 

ادامه گلواژه ها
alshirazi.org

رهنمود های مرجعیت

تاریخ رهنمود ها 19 ربيع الثاني 1443

1- تحمل مشکلات در راه خدا
در بحارالانوار آمده است که اندکی پيش از شهادت، خانم حضرت زهرا سلام الله عليها ايشان به گريه افتادند. مولای متقيان به ايشان فرمودند: «يا سيدتي ما يبکيک؛ بانوی من براي چه گريه می کنی؟». حضرت زهرا سلام الله عليها اظهار داشتند: برای مصائبی که در آينده برای شما رخ می دهد گريه می کنم. مولای متقيان فرمودند: «فوالله إن ذلک لصغير عندي في ذات الله؛ به خدا سوگند مصائبی که در آينده در راه خدا بر سر من فرود می آيد، در چشم من کوچک  و خرد است». 
فعاليت های تبليغی و نشر معارف فاطمی سلام الله علیها مصداق «في ذات الله» است. با توجه به اينکه احتمالاً اين سخن حضرت زهرا سلام الله علیها آخرين گفتگوی ايشان با مولای متقيان است، اين مطلب اهميت والای تحمل مشکلات در راه خدای متعال را می رساند. بنابراين، بکوشيد سختی ها و مشکلاتی که در راه نشر فرهنگ اهل بيت عليهم السلام می بينيد به حساب اهل بيت علیهم السلام بگذاريد و همه اين دشواری ها را برای خدا بر خود هموار نماييد.

2- مخاطبان حضرت زهرا سلام الله علیها
پس از شهادت رسول خدا صلی الله علیه وآله، حضرت زهرا سلام الله علیها به مسجد النبی رفته، در آن جا خطبه معروف خود را ایراد کردند. مهاجرین و انصار، یعنی همه مسلمانان در مسجد حضور داشتند، اما حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها خطبه خود را با عبارت «ایها الناس؛ ای مردم» آغاز کردند و این بدان معناست که مردم جهان تا قیام قیامت مخاطبان پیام ایشان هستند. این که ایشان "ایها الناس"  فرمودند از آن جهت است که باید اسلام به همه دنیا و جوامع بشری برسد و اتمام حجت شود. حضرت زهرا سلام الله علیها نیز در خطبه خود اتمام حجت کردند.
امروزه ما وظیفه داریم رهنمودهای ایشان را به جهانیان برسانیم و همگان را آگاه کنیم، از جمله، این سخن ایشان را که پس از به شهادت رسیدن رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: «ازیلت الحرمة؛ حرمت [ها] را از میان برداشتند».
مسلم این که، پس از شهادت رسول مکرم اسلام صلی الله علیه وآله تنها هتک حرمت از مقام شامخ این خاندان نشد، بلکه حرمت خدا، حرمت اسلام، حرمت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و حرمت دین از بین رفت. از همین مجلس به سالخوردگان، مردان، زنان و به ویژه جوانان توصیه می کنم که هرآنچه از خطبه سراسر فضیلت و نور حضرت زهرا سلام الله علیها را می دانند با مطالعه کامل آن، مردم را از محتوای گرانسنگش آگاه کنند. هرکس در حدّ توان خود باید در راه به ثمر نشاندن این مسئولیت سنگین با هر وسیله ای بی تفاوت که از طریق منبر باشد یا کتاب و مجله و روزنامه یا رسانه های نوین ایفای نقش کند.
توجه داشته باشیم که در عبارت أیها الناسِ حضرت زهرا سلام الله علیها بایستگیِ رساندن پیام ایشان به جهانیان آشکار است.
به راستی چه چیزی سبب شد تا حضرت زهرا سلام الله علیها بفرمایند: «حرمت از میان رفت»؟ این سخن حضرت زهرا سلام الله علیها را باید به همه جهان رساند. اقامه شعائر مقدس فاطمیه سلام الله علیها، یکی از راه های رساندن این پیامِ خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام است؛ شعائری که در طول سال، به ویژه در این ایام برگزار می شود. توجه داشته باشیم که سخنان حضرت فاطمه سلام الله علیها به ایام فاطمیه اختصاص ندارد، بلکه برای تمام روزهای سال است.
شعائر مقدس فاطمی نه تنها در کشورهای اسلامی، بلکه باید در سراسر جهان گسترش یابد. بر کسانی که به توحید و نبوت و امامت معتقد هستند و از جمعیت میلیونی در سراسر دنیا برخوردارند، واجب است این شعائر را به مردم جهان برسانند و همگان را از هدف مقدس ایشان و دقت و نکات ظریف خطبه ایشان آگاه سازند.
توجه کنیم که شعائر مقدس فاطمی علیها السلام در کشورهای اسلامی، به ویژه در کشورهایی با جمعیت اکثریت شیعی، مانند ایران و عراق باید گسترده تر شود؛ زیرا هرکس و در حدّ توان خود در این زمینه وظیفه دارد و هیچ گونه کوتاهی ای در این موضوع پذیرفتنی نیست. 
این شعائر باید هرچه با صلابت تر، پر رنگ تر و با عظمت تر برپا و احیا شود. مسلماً این امر از موارد بسیار مهمی است که نه تنها در شب اول قبر بلکه تا قیام قیامت و خدایی خدا کارساز و گره گشاست. حال اگر در این مقوله درست و خوب و مناسب عمل شود و کوتاهی صورت نگیرد، لحظه مرگ، آغاز خوشحالی است، ولی اگر انسان کوتاهی یا شعائر مقدس فاطمی علیها السلام را تضعیف کرده باشد، وای بر احوالش که بد فرجامی خواهد داشت.
غافل نباشیم که در این صورت، قبل از حضرت زهرا سلام الله علیها خدای متعال خصیم انسان خواهد بود؛ خدایی که: «یغضب لغضب فاطمة، ویرضی لرضا فاطمة؛ برای خشم فاطمه غضب می کند و به جهت خشنودی فاطمه خشنود می شود».
 

ادامه رهنمود ها
رسانه
کتابخانه
تماس با ما

دفتر آیت الله العظمی سید صادق حسینی شیرازی دام ظله:

شهر مقدس قم، خیابان انقلاب، کوچه 6 

تلفن:

00982537717333