LOGIN
alshirazi.org
فقه نگاری حج «جلد بیست و یکم »
ناشر :
مطالعه
pdf دریافت ‏ 24 مرداد 1402 - 28 محرّم الحرام 1445

بر حسب پیشنهاد عده ای از آقایان و همچنین استخاره بنا شد حج عروه را مورد بحث قرار دهم.

در کتاب الحج چند تا مبحث تمهیدی هست که متعرض شده‌اند که مختصراً عرض می‌کنم و رد می‌شوم. حج به فتح حاء و کسر حاء است که بحث لغوی است بعضی گفته که بفتح حاء است و قد تکثر که شاید اصل همین باشد و بعضی گفته‌اند حَج و حِج هر دو گفته می‌شود. البته در قرآن کریم 10 ـ 12 بار این کلمه تکرار شده همه با فتحه و فقط یک موردش به کسر است: )وَللهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ( و به فتح حَجُ البیت هم در قرآن آمده. علی کل این بحثی است لغوی و اکثر آنکه در قرآن کریم وارد شده یا افصح است و یا اکثر است. قرآن کریم آنطور که در تفاسیر هم وارد شده به مراعات لغات مختلف گاهی تعبیرهای لغوی را مختلف فرموده است گرچه در مان )وَللهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ( مرحوم طبرسی در مجمع البیان نقل فرموده باز هم همان قرائتی است که با فتح است اما قرائت معروف متداوله که قاعده‌اش این است که لااقل من الاحتیاط اللازم اگر انسان مقید شود در جاهائی که الزامی است مثل نذر و قرائت در نمازهای واجبه از قراعات متداوله تعدی نشود که خودش یک بحث فقهی است در قرائت.

یکی دیگر این است که حج یعنی چه؟ القصد یا قصد البیت. قصد خاص است یعنی رفتن به مکه مکرمه برای این مراسم مخصوصه، از عمره هم شرعاً حج تعبیر شده که حج الأکبر که در قرآن گفته شده یعنی حج ذیحجه چه با آن عمره نباشد مثل حج اِفراد و چه عمره باشد مثل حج تمتع. معنای حج آیا مطلق رفتن به مکه برای مراسم طواف و سعی با احرام است یا نه مثل صلاة می‌ماند که بمعنای عام است فقط شارع در این معنای خاص استعمال فرموده تا اینکه علم شده که متبادر از حج این شده و حقیقة ثانیة شده است؟ خلیل بن احمد و جماعتی تبعاً یا وفاقاً له گفته‌اند حج قصد نیست، قصد المخصوص است و جماعتی دیگر گفته‌اند حج قصد است قصد به هر جائی و بعضی تأکید کرده‌اند که الحج القصد المکرر. بحث لغوی است نه اجتهادی و مسأله متبادر عند اهل اللسان و العرب از حج چه بوده؟ گفته‌اند قصد مکرر، بلحاظ اینکه گفته‌اند کسی که حج می‌رود، می‌رود به بیت و طواف می‌کند و بعد به عرفات و مشعر رفته و روز دهم برمی‌گردد به بیت برای طواف حج و بعد برای مبیت به منی می‌رود و باز برای بار سوم برای طواف نساء و یا طواف وداع به مبیت برمی‌گردد برای کسانی که طواف نساء را ندارند، پس مکرر به بیت می‌آید. به نظر می‌رسد که حج یعنی قصد. بله یک قیدی که یادم نیست که در تعبیرهای کتب فقهی یا لغوی دیده ام از باب تبادر به آن زد می‌شود ، یعنی زید که خانه عمرو می‌رود عرب به این حج نمی‌گوید. باید یک قصد ممزوج به احترام و تقدیس باشد و به ارتفاع مقام باشد و در نقل تاریخی دارد که هارون دید یکی از کنیزهایش نیست پرسید کجاست؟ گفتند: نمی‌دانیم. پس از چند روز پیدایش شد، هارون پرسید کجا بودی؟ گفت: حجّ الحسین . هارون گفت زیارت قبر حسین بن علي به جائی رسیده که اسمش را حج می‌گذارند؟ این یعنی چه؟ یعنی مثل اینکه متبادر بوده و نه اینکه گفته بوده قصد کردم و رفتم زیارت حسین بن علي، معلوم می‌شود این حج یک نوع رفتن با تقدیس و تعظیم است. 

جلسه 1. 5

جلسه 2. 13

جلسه 3. 20

جلسه 4. 27

جلسه 5. 33

جلسه 6. 40

جلسه 7. 48

جلسه 8. 55

جلسه 9. 60

جلسه 10. 68

جلسه 11. 75

جلسه 12. 83

جلسه 13. 92

جلسه 14. 100

جلسه 15. 109

جلسه 16. 116

جلسه 18. 124

جلسه 19. 133

جلسه 20. 140

جلسه 21. 148

جلسه 22. 158

جلسه 23. 166

جلسه 24. 174

جلسه 25. 180

جلسه 26. 187

جلسه 27. 197

جلسه 28. 203

جلسه 29. 210

جلسه 30. 216

جلسه 31. 226

جلسه 32. 235

جلسه 33. 244

جلسه 34. 250

جلسه 35. 258

جلسه 36. 267

جلسه 37. 275

جلسه 38. 284

جلسه 39. 294

جلسه 40. 302

جلسه 41. 310

جلسه 42. 317

جلسه 43. 323

جلسه 44. 331

جلسه 45. 336

جلسه 46. 342

جلسه 47. 349

جلسه 48. 356

جلسه 49. 364

جلسه 50. 371

جلسه 51. 380

جلسه 52. 387

جلسه 53. 393

جلسه 54. 401

جلسه 55. 409

فهرست.. 413